الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
445
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
دست به گردن جراح انداخت كه هردو با هم افتادند ، و عبداللَّهبن خطل از جا جست و خنجر را از دست جراحبن سنان گرفت و با آن چندين زخم به او زد و ظبيانبن عماره بر او حمله برد و بينى او را بريد سپس ديگران به سر و روى او ضرباتى زدند تا او را كشتند . آنگاه حسن عليه السلام را روى تختى گذاشته ، به مداين بردند ، و در آنجا سعدبنمسعود ثقفى ازطرف امام والى بود ، كه على عليه السلام او را گمارده بود ، پس حسنبنعلى نيز او را در آنجا مستقر ساخت و خود به معالجهء آن حضرت پرداخت . راوى مىگويد : سپس معاويه آمد و آمد تا سرانجام در روستايى به نام « حيوضيّه » در ناحيهء « مسكن » فرود آمد ، و از آنطرف عبيداللَّهبن عباس نيز آمد تا در برابر او منزل گرفت ، چون صبح فردا شد ، معاويه با سپاهيانش آهنگ جانب او را كرد ، عبيداللَّهبن عباس نيز با همراهان خود به مقابل ايشان درآمد ، و با آنها در آويخت تا اين كه به اردوگاهشان بازگرداند ، همين كه شب فرارسيد ، معاويه كسى را نزد عبيداللَّهبن عباس فرستاد كه حسن با من دربارهء صلح مكاتبه كرده و امر خلافت را به من واگذار كرده است بنابراين اگر هماكنون به طاعت من درآمدى كه متبوع و فرمانروا خواهى بود و اگر به طاعت من در نيامدى زمانى پيرو و فرمانبر خواهى شد ، و خود مىدانى اگر هم اكنون بيايى يك ميليون درهم خواهم داد ؛ نصف آن را الآن و نصف ديگر را پس از ورود به كوفه دريافت خواهى كرد . پس عبيداللَّه شبانه در خفا بيرون رفت و وارد اردوگاه معاويه شد و معاويه نيز به وعدهاى كه داده بود عمل كرد .